بار دیگر جهان مورد آزمونی سخت قرار گرفت و مکان این آزمون بزرگ، قلب تپنده جهان، ایران بود. تاریخ میگوید که بسیاری از کشورها در دوران و مقاطعی دارای قدرت و ضعف بودهاند و برخی بهعنوان ابرقدرت جهان بر دیگران برتری داشتند. سوابق قدرتهای برتر و امپراطوری و پادشاهان و سردمدارانی که در طول تاریخ خودنمایی کردهاند، سرشار از حوادث تلخ و شیرین بوده است.
چه کشورهای قدرتمندی که ظرفیت و ارزش دارا بودن قدرت را ندانستند و چه کشورهایی که با دارا بودن قدرت، به درستی و دادگری با دیگر ملل و جهانیان رفتار نمودهاند. در این بین، بیشترِ دوران ابرقدرتی ایران با رفتار منصفانه و عادلانه بوده است. مخصوصاً در دوران هخامنشی و پادشاهی کوروش و داریوش که عصر آزادی ادیان و عقاید انسانها بود و رهایی دربندان و اسیران (مخصوصاً قوم یهود) را در کارنامه درخشان خود ثبت کرده است. اما اینک برخورد و رفتار برخی کشورهای قدرتمند را میبینیم که چگونه هستند و حتی جایگاه انسانیت، شرافت و اخلاق را زیر سوال بردهاند.
گذر عمر بسیار سریعتر از آن که تصور شود میرود و زمانِ رفته هیچگاه باز نمیگردد. آنهایی که حرف زدند و روی حرف و سخن خود نبودند و خلف وعده کردند، بعد از این همه جنایت و قتلعام بیگناهان، الان هم چنانچه بخواهند بیایند، بسیار دیر است؛ چرا که جانهای گرفته شده را نمیتوانند بازگردانند و سخت و تقریباً غیرممکن است که بتوانند با هر عمل و اقدامی، داغ سنگین فرزندان جانباخته راه آزادی را از دل مادران، پدران و ایرانیان محو کنند. آنهایی که پول، منافع و سیاست بیشتر از انسانیت برایشان ارزش دارد، و اینک ایرانیان شریف و آزاده بهخوبی دریافتهاند که وعدههای توخالی دیگران سرابی بیش نبود و باید فقط به یزدان پاک تکیه کرد و به یاری خداوند امید داشت؛ و آنچه از توانایی و خرد در ایرانیان پاکسیرت و غیرتمند است، برای رهایی و آزادی خاک پاک خود تلاش و مبارزه نمایند.
مردم ایران در این دهههای ظلمانیِ پر از ستم و بیعدالتی، بارها قیام کردند و هر بار توسط دژخیمان اشغالگر به شدت سرکوب شدند؛ اما این بار با تمام زمانهای گذشته بسیار متفاوت است و نسلی بپاخاسته که از خواسته بر حق خود کوتاه نمیآید.
مردم ایران برای اعتراض به خیابانها آمدند، نه برای جنگ و درگیری؛ و در مقابل، افراد ذلیل و ترسو که توانایی جنگ تنبهتن و برابر را نداشتند، ناجوانمردانه و با انواع تجهیزات و سلاحهای جنگی به سرکوب آزادیخواهان پرداختند. در واقع آنها جنگجو نبودند، بلکه افراد بزدل و ضعیفی بودند که اگر با انواع سلاحها حضور نمییافتند، توانایی مقابله با شیرزنان و شیرمردان را نداشتند. آنها حتی با استفاده از سلاحهای جنگی، وحشیانهترین و بیشرمانهترین اقدام — که حمله مسلحانه چند نفر به یک نفر بود — را انجام دادند و این بیپاسخ نخواهد ماند. همین مردم، طومار ننگینشان را در هم میپیچند.
